خوانش تطبیقی از بیانات رهبر شهید و رهبر انقلاب

نخبگان در آینهٔ امامین انقلاب؛ امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی

هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی بیانات رهبر شهید و رهبر انقلاب دربارهٔ نخبگان است؛ تا روشن شود که نخبگی، از یک امانت الهی آغاز می‌شود، به یک مسئولیت اجتماعی می‌رسد، و در نهایت به تمدن‌سازی می‌انجامد. خواننده در این مسیر درمی‌یابد که بیانات هر دو رهبر، یک حقیقت واحد را با تعبیرهای گوناگون بیان کرده‌اند و نخبهٔ واقعی کسی است که این سه محور را در زندگی خود پیوند دهد
سه‌شنبه، 5 آبان 1405
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
نخبگان در آینهٔ امامین انقلاب؛ امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی
مقدمه:
بیان مسئله:
نخبگان، سرمایه‌های اصلی هر ملت‌اند. در بیانات امامین انقلاب، رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف) و رهبر انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، نخبگی نه یک امتیاز شخصی، بلکه یک امانت الهی معرفی شده است که مسئولیت اجتماعی می‌آورد.
 
 این دو رهبر، در دو دورهٔ متفاوت، یک حقیقت را با تعبیرهای گوناگون بیان کرده‌اند: نخبه، امانت‌دار نعمت الهی است و باید آن را در خدمت جامعه به کار گیرد.
 
پرسش اصلی این نوشتار آن است که نخبگی، چه نسبتی با امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی دارد؟ و چگونه بیانات رهبر شهید و رهبر انقلاب، این سه محور را به هم پیوند می‌دهند؟ نوشتار حاضر می‌کوشد با تکیه بر بیانات هر دو رهبر، این پیوند را تبیین کند و نشان دهد که نخبگی، از یک امانت الهی آغاز می‌شود و به یک مسئولیت اجتماعی و سپس به تمدن‌سازی می‌رسد.
 
ضرورت مسئله:

ضرورت پرداختن به این موضوع، از آنجا ناشی می‌شود که نخبگان، در معرض خطرهای گوناگونی هستند: ترور دشمنان، جنگ نرم، غفلت از استعداد، و مهاجرت‌فرستی. در چنین شرایطی، شناخت بیانات امامین انقلاب دربارهٔ نخبگان، یک ضرورت راهبردی است. این بیانات، نه فقط یک تحلیل نظری، بلکه یک راهنمای عملی برای نخبگان و مسئولان است.
 
ضرورت دیگر آن است که بسیاری از نخبگان، امانت الهی خود را می‌شناسند اما مسئولیت اجتماعی آن را نمی‌دانند. بیانات امامین انقلاب، این پیوند را روشن می‌کند: نخبگی، امانتی است که شکر آن، در خدمت به جامعه نمود می‌یابد. و اگر این پیوند گم شود، امانت نخبگی هدر می‌رود.
 
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی بیانات رهبر شهید و رهبر انقلاب دربارهٔ نخبگان است؛ تا روشن شود که نخبگی، از یک امانت الهی آغاز می‌شود، به یک مسئولیت اجتماعی می‌رسد، و در نهایت به تمدن‌سازی می‌انجامد. خواننده در این مسیر درمی‌یابد که بیانات هر دو رهبر، یک حقیقت واحد را با تعبیرهای گوناگون بیان کرده‌اند.
 
در این نوشتار، نخست نخبگی به‌عنوان امانت الهی بررسی می‌شود. سپس شکر نعمت و مراتب آن تحلیل می‌گردد. در ادامه، نقش خانواده، استاد و جامعه در شکر نعمت تبیین می‌شود.
سپس شکر عملی و خدمت به کشور بررسی می‌شود. در ادامه، نخبهٔ جدا بافته از جامعه نقد می‌شود و کاربرد علم در میدان عمل تحلیل می‌گردد. سپس اقتدار ملی و دشمنی دشمنان بررسی می‌شود. و در پایان، تمدن‌سازی و مرجعیت علمی ایران به‌عنوان هدف نهایی ترسیم می‌گردد
 

نخبگان در آینهٔ امامین انقلاب؛ امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی

بخش اول: نخبگان، نعمت الهی و مسئولیت سنگین

پرسش چالشی: چرا نخبگی، هم نعمت است و هم مسئولیت؟
۱. نخبگی، نعمت الهی
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین جایگاه نخبگی می‌فرمایند: «نخبگی، یک نعمت و موهبت الهی است و مایهٔ اصلی آن، استعداد و بهرهٔ هوشی است که ملّت ایران خصوصاً جوانان کشورمان از این نعمت و ثروت عظیم خداداد برخوردارند» [۱]. این جمله، نخبگی را نه یک دستاورد شخصی، بلکه یک عطیهٔ الهی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در دیدار با نخبگان، همین حقیقت را با تعبیری دیگر بیان کرده‌اند: «نخبگی یک نعمت الهی است، یک موهبت خدایی است و نعمت الهی را باید شکر کرد؛ اوّل‌چیزی که در ذهن شما قرار می‌گیرد این باشد که این نعمت را شکرگزاری کنید» [۲]. ایشان با استناد به آیهٔ «وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ و شکر نعمت خدا را به‌جای آورید اگر او را می‌پرستید [۳]، شکر نعمت را یک وظیفهٔ همیشگی می‌دانند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبگی، نعمتی است که خداوند به برخی بندگان عطا کرده است. کسی که این نعمت را دریافت کرده، باید بداند که این نعمت، امانتی در دست اوست، نه ملک شخصی او. و امانت، مسئولیت می‌آورد.

۲. مسئولیت نخبگان
 رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در ادامهٔ همان بیانات، با استناد به حدیث نبوی «کُلُّکُم راعٍ وَ کُلُّکُم مَسئولٌ عَن رَعِیَّتِه»؛ همهٔ شما به مثابهٔ چوپان هستید و همه مسئول رعیتی هستید که به شما سپرده‌اند [۴]، می‌فرمایند: «نخبه مسئول است. نخبه مثل همه‌ی آحاد جامعه است... فرد نخبه مسئولیّتش از آحاد متوسّط مردم بیشتر است؛ چرا؟ برای خاطر اینکه از تفضّلات الهی بیشتر بهره‌مند شده» [۵]. این جمله، مسئولیت نخبه را در برابر جامعه، یک وظیفهٔ دینی و انسانی می‌داند.
 
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، نیز در همین چارچوب می‌فرمایند: «شخص نخبه در شکر عملی این نعمت مسئولیت سنگین‌تری داشته و شایسته است علاوه بر توانمندسازی و رشدِ نخبگی خود، این استعداد را به احسن وجه در حلّ مسائل کشور و جامعه به‌کار گیرد» [۶]. این جمله، مسئولیت نخبه را در دو سطح تعریف می‌کند: سطح فردی (توانمندسازی خود) و سطح اجتماعی (حل مسائل کشور).
 
نکتهٔ مشترک این دو بیان آن است که نخبه، نه یک فرد جدا بافته از جامعه، بلکه عضوی از جامعه است که به دلیل برخورداری از نعمت بیشتر، مسئولیت بیشتری نیز دارد. او نمی‌تواند نسبت به مسائل جامعه بی‌تفاوت باشد، زیرا نعمتی که دارد، امانتی است که باید در خدمت جامعه به کار رود.
 
۳. نعمت، امانت است
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در تبیین رابطهٔ نعمت و مسئولیت می‌فرمایند: «نخبگی، یک نعمت و موهبت الهی است... شرط عقل و بندگی آن است که انسان شکر نعمت الهی را نیکو به‌جای آورَد» [۷]. این جمله، نعمت را نه یک ملک شخصی، بلکه یک امانت معرفی می‌کند که شکر آن، وظیفهٔ صاحب نعمت است.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، نیز در بیانات خود، نعمت نخبگی را امانتی الهی می‌داند که باید در مسیر رضای خدا به کار رود: «بخش دیگری از شکر هم این است که توجّه داشته باشد که این نعمت نخبگی را خدای متعال به او داده و هر نتیجه‌ای که بر نخبگی مترتّب می‌شود، [باید] در جهت اراده‌ی الهی و در جهت رضای الهی قرار بگیرد» [۸]. این جمله، نعمت را امانتی می‌داند که باید در مسیر الهی به کار رود، نه در مسیر منافع شخصی.
 
نکتهٔ مشترک این دو بیان آن است که نعمت، امانت است. کسی که نعمتی را دریافت می‌کند، باید آن را در مسیری به کار برد که صاحب نعمت (خداوند) راضی باشد. و این، مسئولیت سنگینی است که بر دوش صاحب نعمت قرار می‌گیرد.
 
۴. از نعمت تا مسئولیت
نخبگی، نعمتی الهی است که مسئولیت می‌آورد. رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، این نعمت را «موهبت الهی» می‌داند و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، آن را «تفضّل الهی» می‌خواند. هر دو تأکید می‌کنند که این نعمت، امانتی است که باید در خدمت جامعه به کار رود.
 
شکر این نعمت، نه یک تعارف زبانی، بلکه یک مسیر عملی است. کسی که شکر نعمت را به‌جای می‌آورد، خداوند بر نعمت او می‌افزاید. و کسی که کفران نعمت کند، نعمت از او گرفته می‌شود. بنابراین، نخبهٔ واقعی کسی است که نعمت خود را در خدمت جامعه به کار می‌گیرد و مسئولیت خود را در برابر خدا و مردم ادا می‌کند.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه دو دسته بوده‌اند: دسته‌ای که نعمت خود را در خدمت جامعه به کار گرفته‌اند و نامشان ماندگار شده است، و دسته‌ای که نعمت خود را در خدمت منافع شخصی به کار گرفته‌اند و در تاریخ فراموش شده‌اند. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: نعمت را بشناس، مسئولیت را بپذیر، و آن را در خدمت جامعه به کار گیر.
 

بخش دوم: نخبگان و شکر نعمت؛ از شناخت تا عمل

پرسش چالشی: چرا شکر نعمت، تنها یک وظیفهٔ اخلاقی نیست، بلکه یک راهبرد عملی برای رشد نخبگان است؟
۱. وجوب شکر
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین وجوب شکر می‌فرمایند: «شرط عقل و بندگی آن است که انسان شکر نعمت الهی را نیکو به‌جای آورَد» [۹]. این جمله، شکر را نه یک تعارف زبانی، بلکه یک وظیفهٔ عقلی و دینی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در ادامهٔ بیانات خود، شکر را یک وظیفهٔ همیشگی می‌دانند: «این وظیفه‌ی همیشگی است» [۱۰]. ایشان با استناد به آیهٔ «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ»؛ اگر شکر کنید، قطعاً بر شما می‌افزایم [۱۱]، شکر را عامل افزایش نعمت معرفی می‌کنند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: شکر نعمت، تنها یک وظیفهٔ اخلاقی نیست، بلکه یک راهبرد عملی است. کسی که شکر نعمت را به‌جای می‌آورد، خداوند بر نعمت او می‌افزاید. و کسی که کفران نعمت کند، نعمت از او گرفته می‌شود. بنابراین، شکر نخبگی، نه فقط یک وظیفه، بلکه یک سرمایه‌گذاری برای آینده است.
 
۲. مراتب شکر
رهبر انقلاب در ادامه می‌فرمایند: «اگر شکر در همهٔ مراتب قلبی، زبانی، و عملی آن صورت گیرد، مسیر رسیدن به کمال آن نعمت فراهم می‌شود» [۱۲]. این جمله، شکر را به سه مرتبه تقسیم می‌کند: شکر قلبی، شکر زبانی و شکر عملی.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، نیز در بیانات خود، شکر عملی را در تلاش و فعالیت خلاصه می‌کنند: «شکر نعمت نخبگی از جمله همین است. بایستی شکر کند؛ شکر عملی این است که تلاش کند، فعّالیّت کند» [۱۳]. ایشان تأکید می‌کنند که نخبه نباید از نامهربانی‌ها دلسرد شود و باید با احساس مسئولیت، راه خود را ادامه دهد.
 
نکتهٔ مشترک این دو بیان آن است که شکر، یک حالت درونی نیست که در دل بماند؛ یک مسیر عملی است که باید در رفتار انسان نمود یابد. کسی که فقط شکر زبانی می‌کند و در عمل، نعمت را در مسیر نادرست به کار می‌گیرد، شکر کامل را به‌جای نیاورده است.
 
۳. شکر در محیط اطراف
رهبر انقلاب در ادامه می‌فرمایند: «قدرشناسیِ نعمت نخبگی نیز ابتدا بایستی توسّط خود شخص نخبه و سپس در مراتب بعد در محیط اطراف او از پدر و مادر و خانواده و معلّم و استاد تا فضای مدرسه و دانشگاه و نظام کشور صورت گیرد» [۱۴]. این جمله، شکر را نه یک وظیفهٔ فردی، بلکه یک وظیفهٔ جمعی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، نیز در بیانات خود، بر نقش خانواده و استاد در تربیت نخبگان تأکید کرده‌اند. ایشان فرموده‌اند: «شکر نعمت نخبگی از جمله همین است» [۱۵]. این جمله، اگرچه مستقیماً به محیط اطراف اشاره ندارد، اما در سیاق بیاناتی آمده است که نخبه را به تلاش و فعالیت در جامعه فرا می‌خواند.
 
نکتهٔ مشترک این دو بیان آن است که شکر نعمت، یک وظیفهٔ همگانی است. کسی که در تربیت نخبه نقش داشته، باید در قدرشناسی او نیز نقش داشته باشد. و کسی که از نعمت نخبگی بهره می‌برد، باید در همهٔ سطوح، شکر آن را به‌جای آورد.
 
۴. شکر عملی در خدمت به جامعه
رهبر انقلاب، شکر عملی نخبه را در به‌کارگیری استعداد در حل مسائل کشور می‌داند: «شخص نخبه در شکر عملی این نعمت مسئولیت سنگین‌تری داشته و شایسته است... این استعداد را به احسن وجه در حلّ مسائل کشور و جامعه به‌کار گیرد» [۱۶]. این جمله، شکر عملی را نه یک عبادت فردی، بلکه یک خدمت اجتماعی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، نیز در بیانات خود، شکر عملی را در تلاش و فعالیت خلاصه می‌کنند: «شکر عملی این است که تلاش کند، فعّالیّت کند» [۱۷]. ایشان تأکید می‌کنند که نخبه نباید از نامهربانی‌ها دلسرد شود و باید با احساس مسئولیت، راه خود را ادامه دهد.
 
نکتهٔ مشترک این دو بیان آن است که شکر عملی نخبه، در تلاش و خدمت به جامعه نمود می‌یابد. کسی که استعداد خود را در حل مسائل کشور به کار می‌گیرد، شکر عملی نعمت را به‌جای آورده است. و کسی که استعداد خود را در مسیر منافع شخصی به کار می‌گیرد، شکر عملی نعمت را به‌جای نیاورده است.
 
۵. از شکر تا کمال
شکر نعمت، مسیر رسیدن به کمال آن است. رهبر انقلاب این حقیقت را با جملهٔ «مسیر رسیدن به کمال آن نعمت فراهم می‌شود» بیان می‌کنند [۱۸] و رهبر شهید آن را با تأکید بر «افزایش نعمت» در آیهٔ «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ» توضیح می‌دهند [۱۹].
 
شکر، تنها یک وظیفهٔ اخلاقی نیست؛ یک راهبرد عملی است. کسی که شکر نعمت را به‌جای می‌آورد، خداوند بر نعمت او می‌افزاید. و کسی که کفران نعمت کند، نعمت از او گرفته می‌شود. بنابراین، شکر نخبگی، نه فقط یک وظیفه، بلکه یک سرمایه‌گذاری برای آینده است.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه دو دسته بوده‌اند: دسته‌ای که نعمت خود را با شکرگزاری در خدمت جامعه به کار گرفته‌اند و نامشان ماندگار شده است، و دسته‌ای که نعمت خود را بدون شکرگزاری در خدمت منافع شخصی به کار گرفته‌اند و در تاریخ فراموش شده‌اند. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: نعمت را بشناس، شکر را به‌جای آور، و آن را در خدمت جامعه به کار گیر.
 

بخش سوم: نخبگان و شکر در محیط اطراف؛ خانواده، استاد و جامعه

پرسش چالشی: چرا شکر نعمت نخبگی، تنها وظیفهٔ خود نخبه نیست، بلکه وظیفهٔ خانواده، استاد و جامعه نیز هست؟
۱. قدرشناسی، عامل تبدیل استعداد به نخبگی
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، در تبیین رابطهٔ استعداد و قدرشناسی می‌فرمایند: «آن چیزی که نخبه را نخبه می‌کند، صرفاً استعداد و ظرفیّت ذهنی نیست... آن چیزی که نخبه را نخبه می‌کند، علاوه‌بر استعداد و ظرفیّت ذهنی، قدرشناسی از این حقیقت و از این نعمت است... این باید قدرشناسی بشود و بر اساس او کار و تلاش انجام بگیرد» [۲۰]. این جمله، قدرشناسی را عامل تبدیل استعداد به نخبگی واقعی معرفی می‌کند.
 
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، نیز در همین چارچوب می‌فرمایند: «قدرشناسیِ نعمت نخبگی نیز ابتدا بایستی توسّط خود شخص نخبه و سپس در مراتب بعد در محیط اطراف او از پدر و مادر و خانواده و معلّم و استاد تا فضای مدرسه و دانشگاه و نظام کشور صورت گیرد» [۲۱]. این جمله، قدرشناسی را از سطح فرد فراتر می‌برد و به سطح خانواده، استاد و جامعه می‌کشاند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبهٔ واقعی کسی است که خودش نعمت را بشناسد و شکر آن را به‌جای آورد. اما این شکر، تنها در سطح فرد نمی‌ماند؛ خانواده، استاد و جامعه نیز در قبال این نعمت مسئولیت دارند. اگر یکی از این سطوح کوتاهی کند، نعمت نخبگی رشد نمی‌کند.
 
۲. نقش خانواده و استاد
رهبر انقلاب در ادامه می‌فرمایند: «...و سپس در مراتب بعد در محیط اطراف او از پدر و مادر و خانواده و معلّم و استاد تا فضای مدرسه و دانشگاه و نظام کشور صورت گیرد» [۲۲]. این جمله، خانواده و استاد را در زنجیرهٔ قدرشناسی نخبه قرار می‌دهد.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، بر نقش محیط در قدرشناسی نخبه تأکید کرده‌اند. ایشان فرموده‌اند: «این باید قدرشناسی بشود و بر اساس او کار و تلاش انجام بگیرد» [۲۳]. این جمله، اگرچه مستقیماً به خانواده و استاد اشاره ندارد، اما در سیاق بیاناتی آمده است که نخبه را به تلاش و فعالیت در محیط فرا می‌خواند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبه، محصول یک زنجیرهٔ تربیتی است که از خانواده آغاز می‌شود و در مدرسه و دانشگاه ادامه می‌یابد. اگر خانواده و استاد، نعمت نخبگی را قدر ندانند، این نعمت رشد نمی‌کند.
 
۳. خطر غفلت از استعداد
رهبر شهید در بخش دیگری از بیانات خود، خطر غفلت از استعداد را چنین هشدار می‌دهند: «یک بخش مهم جنگ نرم استعمارگران... عبارت است از اینکه ملت را... از استعداد خودش غافل کنند... وقتی که غفلت از توانایی خود بر ملتی حاکم شد غارت آن ملت آسان می‌شود. غفلت مقدمهٔ غارت است» [۲۴]. این جمله، غفلت از استعداد را مقدمهٔ غارت ملت معرفی می‌کند.
 
این هشدار، پیوند مستقیمی با بحث شکر در محیط اطراف دارد. اگر خانواده، استاد و جامعه، نعمت نخبگی را قدر ندانند و آن را به فراموشی بسپارند، زمینهٔ غارت استعدادهای ملی فراهم می‌شود. بنابراین، شکر نعمت نخبگی، نه فقط یک وظیفهٔ اخلاقی، بلکه یک ضرورت ملی است.
 
رهبر شهید در ادامه، به خطر مهاجرت نخبگان نیز اشاره می‌کنند: «در بعضی از دانشگاه‌ها عناصری هستند که جوان نخبه را تشویق می‌کنند به ترک کشور، من صریح می‌گویم این خیانت است» [۲۵]. این جمله، نشان می‌دهد که اگر محیط، نخبه را قدر نداند و او را دلسرد کند، ممکن است او را به مهاجرت و ترک کشور سوق دهد.
 
۴. از محیط تا کمال
شکر نعمت نخبگی، از خود نخبه آغاز می‌شود و در خانواده، استاد، دانشگاه و نظام ادامه می‌یابد. رهبر انقلاب این زنجیره را با تعبیر «از پدر و مادر... تا فضای مدرسه و دانشگاه و نظام کشور» بیان می‌کنند [۲۶] و رهبر شهید آن را با تأکید بر «قدرشناسی» و «خطر غفلت» توضیح می‌دهند [۲۷].
 
اگر این زنجیره به‌درستی عمل کند، نخبه رشد می‌کند و استعدادش شکوفا می‌شود. اما اگر یکی از حلقه‌های این زنجیره کوتاهی کند، نعمت نخبگی هدر می‌رود. بنابراین، شکر نعمت نخبگی، یک مسئولیت همگانی است که همهٔ سطوح جامعه را در بر می‌گیرد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه محصول یک محیط قدرشناس بوده‌اند. محیطی که نعمت نخبگی را می‌شناسد و آن را در مسیر رشد قرار می‌دهد، نخبگان را به کمال می‌رساند. و محیطی که از نخبگان غافل می‌شود، آنان را به مهاجرت و فراموشی سوق می‌دهد. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: نعمت نخبگی را در همهٔ سطوح قدر بدانیم و آن را در خدمت جامعه به کار گیریم.
 

بخش چهارم: نخبگان و شکر عملی؛ خدمت به کشور

پرسش چالشی: شکر عملی نخبگان، چگونه در خدمت به کشور نمود می‌یابد؟
۱. مسئولیت‌پذیری نخبگان
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، در تبیین مسئولیت نخبگان می‌فرمایند: «در مورد نخبگی و نخبگان، بحث احساس مسئولیّت نخبگان است؛ احساس مسئولیّت... شخص نخبه و جوان نخبه هم در قبال مسائل کشور باید احساس مسئولیّت بکند و گاهی لازم است که جوان نخبه با سختی‌ها هم بسازد» [۲۸]. این جمله، مسئولیت‌پذیری را نخستین گام شکر عملی معرفی می‌کند.
 
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، نیز در همین چارچوب می‌فرمایند: «شخص نخبه در شکر عملی این نعمت مسئولیت سنگین‌تری داشته و شایسته است علاوه بر توانمندسازی و رشدِ نخبگی خود، این استعداد را به احسن وجه در حلّ مسائل کشور و جامعه به‌کار گیرد» [۲۹]. این جمله، شکر عملی را در دو سطح تعریف می‌کند: توانمندسازی خود و حل مسائل کشور.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبه، نه برای خود، بلکه برای جامعه آفریده شده است. کسی که نعمت نخبگی را دریافت کرده، باید آن را در خدمت جامعه به کار گیرد. و این، شکر عملی نعمت است.
 
۲. حل مسائل کشور
رهبر شهید در ادامهٔ بیانات خود، بر لزوم حل مسائل کشور توسط نخبگان تأکید می‌کنند: «یکی از اهداف جامعه‌ی علمی کشور... این است که باید به مسائل کشور فکر کنند، مسئله‌محور کار کنند؛ مسئله‌محوری مهم است. کشور مسائل اساسی‌ای دارد؛ باید به اینها توجّه کرد، اینها بایستی از طرق علمی و با روش علمی حل بشوند؛ راه حل دارد» [۳۰]. این جمله، مسئله‌محوری را وظیفهٔ اصلی نخبگان می‌داند.
 
رهبر شهید در ادامه، نمونه‌هایی از این مسائل را نیز برمی‌شمارند: «مسئله‌ی آب در کشور است... مسئله‌ی محیط‌زیست و حتّی مسئله‌ی ترافیک... آسیب‌های اجتماعی، مسئله‌ی اعتیاد، مسئله‌ی طلاق، مسئله‌ی حاشیه‌نشینی، مسئله‌ی هجرت از روستاها و تخریب روستاها، اینها همه راه حل دارد... باید از طریق علم راه حل این را پیدا کرد» [۳۱]. این جمله، دامنهٔ مسئولیت نخبگان را از مسائل فنی فراتر می‌برد و به مسائل اجتماعی نیز گسترش می‌دهد.
 
رهبر انقلاب نیز در همین چارچوب، بر «حلّ مسائل کشور و جامعه» توسط نخبه تأکید می‌کنند [۳۲]. این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: شکر عملی نخبه، در حل مسائل واقعی کشور نمود می‌یابد.
 
۳. تولید علم
رهبر شهید در بخش دیگری از بیانات خود، بر لزوم تولید علم تأکید می‌کنند: «آنچه نیاز است و بایستی انجام بگیرد آفرینش علم است؛ باید خلّاق باشید، باید تولید کنید علم را... نوآوری در علم ناشی از این است که یک ناموسی را، یک قانونی را که در طبیعت وجود دارد و تا امروز کشف نشده، شما کشف می‌کنید، بر اساس آن تولید علم می‌شود، بر اساس آن فنّاوری‌های متعدّدی به وجود می‌آید» [۳۳]. این جمله، تولید علم را وظیفهٔ اصیل نخبگان می‌داند.
 
رهبر انقلاب نیز در همین چارچوب، بر «مرزشکنی علمی» تأکید می‌کنند [۳۴]. این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: شکر عملی نخبه، تنها در حل مسائل موجود خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تولید علم و گشودن مرزهای جدید دانش نیز نمود می‌یابد.
 
۴. از مسئولیت تا خدمت
شکر عملی نخبگان، از مسئولیت‌پذیری آغاز می‌شود، با حل مسائل کشور ادامه می‌یابد، و با تولید علم به کمال می‌رسد. رهبر شهید این زنجیره را با تعبیر «احساس مسئولیّت... مسئله‌محوری... آفرینش علم» بیان می‌کنند [۳۵] و رهبر انقلاب آن را با تعبیر «شکر عملی... حلّ مسائل کشور» توضیح می‌دهند [۳۶].
 
اگر این زنجیره به‌درستی طی شود، نخبه به وظیفهٔ اصلی خود عمل می‌کند و نعمت نخبگی را در خدمت جامعه به کار می‌گیرد. اما اگر نخبه از مسئولیت خود غافل شود، نعمت نخبگی هدر می‌رود. بنابراین، شکر عملی نخبه، یک مسئولیت همگانی است که همهٔ سطوح جامعه را در بر می‌گیرد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه دو دسته بوده‌اند: دسته‌ای که نعمت خود را در خدمت جامعه به کار گرفته‌اند و نامشان ماندگار شده است، و دسته‌ای که نعمت خود را در خدمت منافع شخصی به کار گرفته‌اند و در تاریخ فراموش شده‌اند. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: مسئولیت را بپذیر، مسئله را حل کن، و علم را تولید کن.
 

بخش پنجم: نخبگان، جدا بافته از جامعه نیستند

پرسش چالشی: چرا نخبه نمی‌تواند خود را جدا از جامعه بداند و تنها به منافع شخصی بیندیشد؟
۱. نخبه، جدا بافته نیست
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین جایگاه نخبه در جامعه می‌فرمایند: «نخبه شخصی نیست که به صِرف دارا بودن استعداد و هوشِ قابل توجّه همچون تافته‌ای جدا بافته تنها به امیال زودگذر و شخصی فکر کند؛ نخبه آن شخصی است که دغدغهٔ رشد استعدادش را دارد و خود را یک عنصر مؤثر در جامعه تعریف می‌کند و از استعداد و ظرفیّتش برای رشد خود و جامعه‌اش به‌صورت توأمان استفاده می‌نماید» [۳۷]. این جمله، نخبه را نه یک فرد جدا از جامعه، بلکه عضوی مؤثر در آن معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «احساس مسئولیّت» بیان می‌کنند: «شخص نخبه و جوان نخبه هم در قبال مسائل کشور باید احساس مسئولیّت بکند و گاهی لازم است که جوان نخبه با سختی‌ها هم بسازد» [۳۸]. این جمله، نخبه را در برابر جامعه مسئول می‌داند، نه جدا از آن.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبه، نه یک فرد جدا بافته از جامعه، بلکه عضوی از آن است که به دلیل برخورداری از نعمت بیشتر، مسئولیت بیشتری نیز دارد. او نمی‌تواند نسبت به مسائل جامعه بی‌تفاوت باشد، زیرا نعمتی که دارد، امانتی است که باید در خدمت جامعه به کار رود.
 
۲. نقد نخبهٔ منزوی
رهبر انقلاب در ادامه، نخبهٔ منزوی را نقد می‌کنند: «نخبه شخصی نیست که... همچون تافته‌ای جدا بافته تنها به امیال زودگذر و شخصی فکر کند» [۳۹]. این جمله، نخبه‌ای را که تنها به منافع شخصی خود می‌اندیشد، نقد می‌کند و او را از دایرهٔ نخبگی واقعی خارج می‌داند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «مسئولیت‌پذیری» بیان می‌کنند: «این برداشت که همه چیز باید آماده باشد و در جای خود باشد تا نخبه بتواند کار بکند، برداشت درستی نیست؛ گاهی بایستی با موانع مبارزه کنید» [۴۰]. این جمله، نخبه‌ای را که تنها در شرایط آرمانی کار می‌کند و از موانع می‌گریزد، نقد می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبهٔ واقعی کسی است که خود را در برابر جامعه مسئول می‌داند و از موانع نمی‌گریزد. نخبه‌ای که تنها به منافع شخصی خود می‌اندیشد، نه نخبه است و نه خدمتی به جامعه می‌کند.
 
۳. نخبه، عنصر مؤثر در جامعه
رهبر انقلاب در ادامه، نخبه را «عنصر مؤثر در جامعه» معرفی می‌کنند: «نخبه آن شخصی است که دغدغهٔ رشد استعدادش را دارد و خود را یک عنصر مؤثر در جامعه تعریف می‌کند و از استعداد و ظرفیّتش برای رشد خود و جامعه‌اش به‌صورت توأمان استفاده می‌نماید» [۴۱]. این جمله، نخبه را نه یک مصرف‌کنندهٔ نعمت، بلکه یک تولیدکنندهٔ ارزش برای جامعه معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «مسئله‌محوری» بیان می‌کنند: «یکی از اهداف جامعه‌ی علمی کشور... این است که باید به مسائل کشور فکر کنند، مسئله‌محور کار کنند» [۴۲]. این جمله، نخبه را به حل مسائل واقعی جامعه فرا می‌خواند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبهٔ واقعی کسی است که خود را در برابر جامعه مسئول می‌داند و از استعداد خود برای حل مسائل جامعه استفاده می‌کند. او نه یک تماشاگر، بلکه یک بازیگر مؤثر در جامعه است.
 
۴. از خود تا جامعه
نخبه، نه جدا از جامعه، بلکه عضوی از آن است. رهبر انقلاب این حقیقت را با تعبیر «رشد خود و جامعه‌اش به‌صورت توأمان» بیان می‌کنند [۴۳] و رهبر شهید آن را با تعبیر «احساس مسئولیّت در قبال مسائل کشور» توضیح می‌دهند [۴۴].
 
اگر نخبه خود را جدا از جامعه بداند، نه تنها به جامعه خدمتی نمی‌کند، بلکه نعمت خود را نیز هدر می‌دهد. اما اگر خود را عضوی از جامعه بداند و استعداد خود را در خدمت آن به کار گیرد، هم خود رشد می‌کند و هم جامعه را رشد می‌دهد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه دو دسته بوده‌اند: دسته‌ای که خود را جدا از جامعه دانستند و در تاریخ فراموش شدند، و دسته‌ای که خود را در خدمت جامعه دیدند و نامشان ماندگار شد. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: خود را جدا از جامعه نبین، مسئولیت را بپذیر، و استعدادت را در خدمت جامعه به کار گیر.
 

بخش ششم: نخبگان و کاربرد علم؛ از آزمایشگاه تا میدان

پرسش چالشی: چگونه علم نخبگان از آزمایشگاه به میدان عمل و حل مسائل کشور می‌رسد؟
۱. علم کاربردی
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین کاربرد علم می‌فرمایند: «نخبهٔ ایرانی نشان داده است که می‌توان دانش و استعداد را به ابزاری برای حلّ مسائل واقعی مردم و کشور تبدیل کرد و از سلّول‌های بنیادی و نانو و فنّاوری‌های زیستی تا فنّاوری‌های پیشرفتهٔ هوا و فضا و صنعت و معدن و پزشکی و کشاورزی و هسته‌ای و انرژی و زیرساخت، به دنبال کاربردی کردن علم و دانش و نخبگی خود بود» [۴۵]. این جمله، علم را نه یک دانش انتزاعی، بلکه ابزاری برای حل مسائل واقعی جامعه معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «مسئله‌محوری» بیان می‌کنند: «کشور مسائل اساسی‌ای دارد؛ باید به اینها توجّه کرد، اینها بایستی از طرق علمی و با روش علمی حل بشوند؛ راه حل دارد» [۴۶]. این جمله، علم را ابزاری برای حل مسائل اساسی کشور معرفی می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: علم، زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که به میدان عمل بیاید و مسائل واقعی جامعه را حل کند. علمی که در آزمایشگاه بماند و به جامعه نرسد، نعمتی هدر رفته است.
 
۲. از آزمایشگاه تا میدان
رهبر انقلاب در ادامه، نمونه‌هایی از کاربرد علم در میدان عمل را برمی‌شمارند: «تولید برق با توربین‌های ایرانی در نیروگاه‌ها، فنّاوری دانش‌بنیان در آب‌شیرین‌کن‌های جزایر جنوبی، پرواز پهپادهای کشاورزی بر فراز مزارع... تشخیص و درمان بیماری‌های صعب‌العلاج با رادیوداروها، پایش زمین و آب و محصولات با ماهواره‌های سنجشی» [۴۷]. این جمله، علم را از آزمایشگاه به میدان زندگی مردم می‌آورد.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «مسئله‌محوری» توضیح می‌دهند: «مسئله‌ی آب در کشور است... مسئله‌ی محیط‌زیست و حتّی مسئله‌ی ترافیک... اینها همه راه حل دارد... باید از طریق علم راه حل این را پیدا کرد» [۴۸]. این جمله، علم را به میدان مسائل روزمرهٔ مردم می‌آورد.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: علم، زمانی ثمربخش است که از آزمایشگاه به میدان عمل بیاید. علمی که در مقاله و آزمایشگاه خلاصه شود و به زندگی مردم نرسد، نعمتی هدر رفته است.
 
۳. نقش نخبگان در کاربرد علم
رهبر انقلاب در ادامه، نقش نخبگان را در کاربرد علم برجسته می‌کنند: «همهٔ ما، آثار و جلوه‌های این حرکت پیش‌رونده را در زندگی واقعی مشاهده می‌کنیم» [۴۹]. این جمله، نخبگان را نه فقط تولیدکنندگان علم، بلکه عاملان کاربرد علم در جامعه معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «آفرینش علم» و «تولید علم» بیان می‌کنند: «باید خلّاق باشید، باید تولید کنید علم را... نوآوری در علم ناشی از این است که یک ناموسی را... شما کشف می‌کنید، بر اساس آن تولید علم می‌شود، بر اساس آن فنّاوری‌های متعدّدی به وجود می‌آید» [۵۰]. این جمله، نخبه را نه فقط مصرف‌کنندهٔ علم، بلکه تولیدکنندهٔ آن معرفی می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: نخبه، هم تولیدکنندهٔ علم است و هم عامل کاربرد آن در جامعه. او نمی‌تواند تنها در آزمایشگاه بماند؛ باید علم خود را به میدان عمل بیاورد و مسائل جامعه را حل کند.
 
۴. از علم تا اقتدار
کاربرد علم، تنها به حل مسائل روزمره خلاصه نمی‌شود؛ به اقتدار ملی نیز می‌انجامد. رهبر انقلاب این حقیقت را با تعبیر «ایران قوی بر پایهٔ اقتدار علمی و فنّاوری استوار است» بیان می‌کنند [۵۱] و رهبر شهید آن را با تعبیر «علم، قدرت است» توضیح می‌دهند [۵۲].
 
اگر علم به میدان عمل بیاید، هم مسائل جامعه حل می‌شود و هم اقتدار ملی افزایش می‌یابد. اما اگر علم در آزمایشگاه بماند، نه مسائل جامعه حل می‌شود و نه اقتدار ملی افزایش می‌یابد.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه دو دسته بوده‌اند: دسته‌ای که علم خود را در آزمایشگاه نگه داشتند و در تاریخ فراموش شدند، و دسته‌ای که علم خود را به میدان عمل آوردند و نامشان ماندگار شد. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: علم را از آزمایشگاه به میدان بیاور، مسئله را حل کن، و اقتدار ملی را افزایش بده.
 

بخش هفتم: نخبگان و اقتدار ملی؛ العلم سلطان

پرسش چالشی: چگونه علم نخبگان، به اقتدار ملی و قدرت ایران در معادلات جهانی تبدیل می‌شود؟
۱. العلم سلطان
 رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین رابطهٔ علم و قدرت می‌فرمایند: «در چارچوب فرا راهبرد «العلمُ سلطان»، پیشرفت کشور نیازمند یک خیزش علمیِ عمیق و شتابان است» [۵۳]. این جمله، علم را نه یک فضیلت فردی، بلکه یک ابزار قدرت ملی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «علم، قدرت است» بیان می‌کنند: «علم، قدرت است... هر کس دانش را به دست آورد، می‌تواند قدرتمندی و قدرتنمایی کند؛ هر کس دانش را به دست نیاورد، قدرتنمایی و قدرتمندی علیه او انجام می‌گیرد» [۵۴]. این جمله، علم را ابزاری برای اقتدار و نفوذ در معادلات جهانی معرفی می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: علم، تنها یک فضیلت اخلاقی نیست؛ یک ابزار قدرت است. ملتی که علم دارد، می‌تواند در معادلات جهانی نقش‌آفرینی کند. و ملتی که علم ندارد، در معادلات جهانی منفعل است.
 
۲. اقتدار علمی ایران
رهبر انقلاب در ادامه، اقتدار علمی ایران را برجسته می‌کنند: «ایران قوی بر پایهٔ اقتدار علمی و فنّاوری استوار است و این محور، یکی از مهم‌ترین مؤلّفه‌های نقش‌آفرینی ایران در معادلات و نظم جدید جهانی است» [۵۵]. این جمله، اقتدار علمی را نه یک هدف، بلکه یک راهبرد برای نقش‌آفرینی ایران در نظم جدید جهانی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تأکید بر «مرزشکنی علمی» بیان می‌کنند: «ما باید چشم به این افق بدوزیم... ایران در دنیا منبع علم محسوب بشود؛ یعنی اگر کسانی بخواهند به جدیدترین یافته‌های علمی دست پیدا کنند، ناچار بشوند فارسی یاد بگیرند» [۵۶]. این جمله، اقتدار علمی ایران را در سطح جهانی ترسیم می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: اقتدار علمی ایران، نه یک آرزوی دور، بلکه یک هدف راهبردی است. اگر ایران به اقتدار علمی برسد، در معادلات جهانی نقش‌آفرین می‌شود و می‌تواند نظم جدید جهانی را شکل دهد.
 
۳. مرزشکنی علمی
رهبر انقلاب در ادامه، مرزشکنی علمی را کلید اقتدار ملی می‌دانند: «کلید هرچه قوی‌تر شدن آن، مرزشکنی و راه‌حل‌گشایی نخبگان در مسائل علمی کشور است» [۵۷]. این جمله، مرزشکنی علمی را نه یک کار لوکس، بلکه یک ضرورت راهبردی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تأکید بر «آفرینش علم» بیان می‌کنند: «آنچه نیاز است و بایستی انجام بگیرد آفرینش علم است؛ باید خلّاق باشید، باید تولید کنید علم را... نوآوری در علم ناشی از این است که یک ناموسی را... شما کشف می‌کنید» [۵۸]. این جمله، مرزشکنی علمی را در کشف ناموس‌های طبیعت و تولید علم جدید خلاصه می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: مرزشکنی علمی، نه یک کار حاشیه‌ای، بلکه یک ضرورت راهبردی برای اقتدار ملی است. ملتی که مرزشکنی می‌کند، در معادلات جهانی نقش‌آفرین می‌شود. و ملتی که تنها مصرف‌کنندهٔ علم دیگران است، در معادلات جهانی منفعل است.
 
۴. از اقتدار علمی تا تمدن
اقتدار علمی، تنها یک هدف ملی نیست؛ مقدمه‌ای برای تمدن‌سازی است. رهبر انقلاب این حقیقت را با تعبیر «تمدن نوین اسلامی-ایرانی» بیان می‌کنند [۵۹] و رهبر شهید آن را با تعبیر «ایران در دنیا منبع علم محسوب بشود» توضیح می‌دهند [۶۰].
 
اگر ایران به اقتدار علمی برسد، هم مسائل داخلی حل می‌شود و هم در معادلات جهانی نقش‌آفرین می‌شود. و این، مقدمه‌ای برای تمدن نوین اسلامی است.
 
تاریخ به ما می‌گوید که تمدن‌ها، همیشه بر پایهٔ اقتدار علمی شکل گرفته‌اند. تمدنی که علم ندارد، در تاریخ فراموش می‌شود. و تمدنی که علم دارد، در تاریخ ماندگار می‌شود. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: علم را به اقتدار تبدیل کن، مرزها را بشکن، و تمدن بساز.
 

بخش هشتم: نخبگان و دشمنی دشمنان؛ از ترور تا جنگ نرم

پرسش چالشی: چرا دشمنان، نخبگان ایران را هدف ترور و جنگ نرم قرار می‌دهند؟
۱. ترور دانشمندان
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، در تبیین دشمنی با نخبگان می‌فرمایند: «خباثت و جنایت دشمنان ایران اسلامی علیه دانشمندان و نخبگان، نشان‌دهندهٔ نقش مؤثّر نخبگان در قوّت کشور است. آن دشمنی که دانشمندان برجسته و نخبگان مؤثّر جامعهٔ ما را در جنگ‌های تحمیلی دوّم و سوّم و البتّه سال‌ها قبل از آن در محیط‌های علمی و زندگی عادّی‌شان ترور می‌کند، چشم دیدن پیشرفت و اقتدار ایران را ندارد» [۶۱]. این جمله، ترور دانشمندان را نشانهٔ نقش مؤثر آنان در اقتدار کشور معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «جنگ نرم» بیان می‌کنند: «یک بخش مهم جنگ نرم استعمارگران... عبارت است از اینکه ملت را... از استعداد خودش غافل کنند، او را بی‌اعتنا کنند به آن استعداد یا حتّی به وضعی برسانند که خود او منکر این استعداد بشود» [۶۲]. این جمله، جنگ نرم را ابزار دشمن برای غافل‌کردن ملت از استعدادهایش معرفی می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: دشمن، هم با ترور فیزیکی و هم با جنگ نرم، می‌کوشد نخبگان و استعدادهای ایران را از پای درآورد. ترور، نخبه را از جامعه می‌گیرد و جنگ نرم، جامعه را از نخبه غافل می‌کند. هر دو، یک هدف را دنبال می‌کنند: تضعیف اقتدار علمی ایران.
 
۲. جنگ نرم و غفلت از استعداد
رهبر شهید در ادامهٔ بیانات خود، رابطهٔ غفلت و غارت را چنین توضیح می‌دهند: «وقتی که غفلت از توانایی خود بر ملتی حاکم شد غارت آن ملت آسان می‌شود. ببینید، غفلت و غارت مکمّل هم هستند؛ غفلت مقدمهٔ غارت است، غارت افزایش‌دهندهٔ غفلت است؛ غفلت و غارت با همدیگر همراه‌اند» [۶۳]. این جمله، غفلت از استعداد را مقدمهٔ غارت ملت معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید در ادامه، نمونه‌ای تاریخی از این غارت را بیان می‌کنند: «در آفریقا تمدّن‌های بزرگی وجود داشته... که اینها بکلّی نابود شده، از بین رفته. نِهرْو در این خاطراتش... می‌گوید که قبل از این‌که انگلیسی‌ها وارد هند بشوند، هند از لحاظ صنایع داخلی خودش... یک کشور خودکفا بود؛ انگلیسی‌ها که وارد شدند... وضع را به جایی رساندند که هندی‌ها احساس می‌کردند که جز با مصنوعات انگلیسی و خارجی امکان زندگی وجود ندارد؛ انکار توانایی‌های یک ملت» [۶۴]. این جمله، غفلت از استعداد را ابزار استعمار برای غارت ملت‌ها معرفی می‌کند.
 
رهبر انقلاب نیز در همین چارچوب، به «ناامیدسازی و مأیوس کردن» به عنوان یکی از ابزارهای دشمن اشاره می‌کنند [۶۵]. این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: جنگ نرم دشمن، با غافل‌کردن ملت از استعدادهایش، زمینهٔ غارت آن را فراهم می‌کند. و نخبگان، نخستین هدف این جنگ نرم‌اند.
 
۳. خطر مهاجرت نخبگان
رهبر شهید در بخش دیگری از بیانات خود، خطر مهاجرت نخبگان را چنین هشدار می‌دهند: «به بنده گزارش داده‌اند... که در بعضی از دانشگاه‌ها عناصری هستند که جوان نخبه را به ترک کشور تشویق می‌کنند؛ من صریح می‌گویم که این خیانت است؛ این دشمنی با کشور است؛ دوستی با آن جوان هم نیست» [۶۶]. این جمله، تشویق نخبگان به مهاجرت را خیانت به کشور معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید در ادامه، تفاوت مهاجرت علمی و مهاجرت‌فرستی را چنین توضیح می‌دهند: «یک وقت هست که یک دانشجویی بر اساس نیازهایش... مایل است برود در یک کشوری تحصیل کند؛ این اشکالی ندارد... عمده این است که فراموش نکند که بدهکار کشورش است و درس بخوانند و برگردند بیایند؛ لکن آن چیزی که اشکال دارد مهاجرت‌فرستی است» [۶۷]. این جمله، مهاجرت علمی را مجاز و مهاجرت‌فرستی را ممنوع می‌داند.
 
رهبر انقلاب نیز در همین چارچوب، به «تصرّف ذهن و روح» نخبگان توسط دشمن اشاره می‌کنند [۶۸]. این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: دشمن، نه تنها نخبه را ترور می‌کند، بلکه ذهن او را نیز تصرف می‌کند و او را به ترک کشور تشویق می‌کند. و این، خطری بزرگ‌تر از ترور فیزیکی است.
 
۴. از ترور تا مقاومت
دشمن، هم با ترور فیزیکی و هم با جنگ نرم، می‌کوشد نخبگان ایران را از پای درآورد. رهبر انقلاب این حقیقت را با تعبیر «ترور دانشمندان» و «جنگ نرم» بیان می‌کنند [۶۹] و رهبر شهید آن را با تعبیر «غفلت و غارت» و «مهاجرت‌فرستی» توضیح می‌دهند [۷۰].
 
اما در برابر این دشمنی، مقاومت نخبگان است. رهبر شهید در پایان بیانات خود، با اشاره به شهدای هسته‌ای، مقاومت نخبگان را چنین توصیف می‌کنند: «سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید» [۷۱]. این جمله، مقاومت نخبگان را پاسخ به دشمنی دشمن معرفی می‌کند.
 
تاریخ به ما می‌گوید که نخبگان، همیشه هدف دشمنان بوده‌اند. اما نخبگانی که مقاومت کرده‌اند، نامشان ماندگار شده است. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: در برابر ترور و جنگ نرم دشمن، مقاومت کن، از استعدادت غافل نشو، و به کشورت وفادار بمان.
 

بخش نهم: نخبگان و تمدن‌سازی؛ مرجعیت علمی ایران

پرسش چالشی: چگونه نخبگان می‌توانند ایران را به مرجعیت علمی جهان و تمدن نوین اسلامی برسانند؟
۱. مرجعیت علمی ایران
رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف)، در ترسیم افق علمی ایران می‌فرمایند: «ما باید چشم به این افق بدوزیم... ایران در دنیا منبع علم محسوب بشود؛ یعنی اگر کسانی بخواهند به جدیدترین یافته‌های علمی دست پیدا کنند، ناچار بشوند فارسی یاد بگیرند» [۷۲]. این جمله، مرجعیت علمی ایران را نه یک آرزوی دور، بلکه یک هدف راهبردی معرفی می‌کند.
 
رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، نیز در همین چارچوب می‌فرمایند: «اگر این مسیر به‌درستی پیموده شود، مرکز ثقل و کانون‌های دانش خصوصاً بعضی از انواع علوم پایه به‌تدریج از کشورهای غربی به ایران خواهد آمد و کشور در سال‌هایی نه چندان دور به مرجعیّت علمی و فنّاوری تبدیل خواهد شد» [۷۳]. این جمله، مرجعیت علمی ایران را نتیجهٔ طبیعی مسیر درست علمی می‌داند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: مرجعیت علمی ایران، نه یک آرزو، بلکه یک هدف دست‌یافتنی است. اگر نخبگان مسیر درست را طی کنند، ایران می‌تواند به مرجعیت علمی جهان برسد و زبان فارسی به زبان علم تبدیل شود.
 
۲. تمدن نوین اسلامی
 رهبر شهید در ادامهٔ بیانات خود، تمدن‌سازی را هدف نهایی حرکت علمی معرفی می‌کنند: «مرحله‌ی بعد هم این است که دنبال تمدّن نوین اسلامی باشیم. یقیناً یکی از پایه‌های مهم هر تمدّنی علم است -علم نافع- و ما که تکرار می‌کنیم «تمدن نوین اسلامی»، قطعاً یکی از پایه‌هایش پیشرفت علمی است» [۷۴]. این جمله، تمدن نوین اسلامی را بر پایهٔ علم نافع بنا می‌کند.
 
رهبر انقلاب نیز در همین چارچوب، بر «تمدن نوین اسلامی-ایرانی» تأکید می‌کنند [۷۵]. این جمله، تمدن‌سازی را هدف نهایی حرکت علمی نخبگان معرفی می‌کند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: تمدن نوین اسلامی، بدون علم نافع ممکن نیست. نخبگان، پیشگامان این تمدن‌سازی هستند و با تولید علم نافع، پایه‌های تمدن اسلامی را مستحکم می‌کنند.
 
۳. زبان فارسی، زبان علم
رهبر انقلاب در ادامه، به هدف تبدیل زبان فارسی به زبان علم اشاره می‌کنند: «هدف پیش‌گفتهٔ رهبر حکیم و شهیدمان اعلی‌الله‌مقامه‌الشّریف در مورد تبدیل شدن فارسی به یکی از زبان‌های مرجع علمی دنیا محقّق خواهد شد» [۷۶]. این جمله، زبان فارسی را نه فقط یک زبان فرهنگی، بلکه یک زبان علمی معرفی می‌کند.
 
رهبر شهید نیز در بیانات خود، همین حقیقت را با تعبیر «ایران در دنیا منبع علم محسوب بشود» بیان می‌کنند [۷۷]. این جمله، مرجعیت علمی ایران را به مرجعیت زبانی گره می‌زند.
 
این دو بیان، یک حقیقت را می‌رسانند: اگر ایران به مرجعیت علمی برسد، زبان فارسی نیز به زبان علم تبدیل می‌شود. و این، یکی از اهداف والای تمدن نوین اسلامی است.
 
۴. از مرجعیت تا تمدن
مرجعیت علمی ایران، مقدمه‌ای برای تمدن نوین اسلامی است. رهبر شهید این زنجیره را با تعبیر «منبع علم... تمدن نوین اسلامی» بیان می‌کنند [۷۸] و رهبر انقلاب آن را با تعبیر «مرجعیّت علمی... تمدن نوین اسلامی-ایرانی» توضیح می‌دهند [۷۹].
 
اگر نخبگان مسیر درست را طی کنند، ایران به مرجعیت علمی می‌رسد و زبان فارسی به زبان علم تبدیل می‌شود. و این، مقدمه‌ای برای تمدن نوین اسلامی است که هدف نهایی انقلاب اسلامی است.
 
تاریخ به ما می‌گوید که تمدن‌ها، همیشه بر پایهٔ مرجعیت علمی شکل گرفته‌اند. تمدنی که مرجعیت علمی دارد، در تاریخ ماندگار می‌شود. و تمدنی که مرجعیت علمی ندارد، در تاریخ فراموش می‌شود. و این، همان درسی است که بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، و رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به ما می‌آموزد: علم را به مرجعیت تبدیل کن، زبان فارسی را به زبان علم برسان، و تمدن نوین اسلامی را بساز.
 

نتیجه:

نخبگان، سرمایه‌های اصلی هر ملت‌اند. در بیانات امامین انقلاب، رهبر شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه الشریف) و رهبر انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (دامت برکاته)، نخبگی نه یک امتیاز شخصی، بلکه یک امانت الهی معرفی شده است که مسئولیت اجتماعی می‌آورد و در نهایت به تمدن‌سازی می‌انجامد.
 
این نوشتار نشان داد که نخبگی، امانت الهی است و شکر آن، در خدمت به جامعه نمود می‌یابد. نشان داد که شکر نعمت، سه مرتبه دارد: قلبی، زبانی و عملی؛ و شکر عملی، در حل مسائل کشور و تولید علم تجلی می‌یابد. نشان داد که نخبه، جدا بافته از جامعه نیست و باید خود را عنصری مؤثر در جامعه بداند. نشان داد که علم، باید از آزمایشگاه به میدان عمل بیاید و مسائل واقعی مردم را حل کند. نشان داد که اقتدار علمی، پایهٔ اقتدار ملی است و مرزشکنی علمی، کلید این اقتدار است. نشان داد که دشمنان، هم با ترور فیزیکی و هم با جنگ نرم، می‌کوشند نخبگان را از پای درآورند؛ اما مقاومت نخبگان، پاسخ این دشمنی است. و در پایان نشان داد که مرجعیت علمی ایران و تمدن نوین اسلامی، هدف نهایی حرکت علمی نخبگان است.
 
نتیجهٔ نهایی آن است که نخبهٔ واقعی کسی است که امانت الهی را بشناسد، مسئولیت اجتماعی را بپذیرد، و در مسیر تمدن‌سازی گام بردارد. کسی که این سه محور را در زندگی خود پیوند دهد، هم خود را رشد می‌دهد و هم جامعه را به کمال می‌رساند. و این، همان درسی است که بیانات امامین انقلاب به ما می‌آموزد: امانت را بشناس، مسئولیت را بپذیر، و تمدن بساز.
 

ارجاعات:

[۱] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۲] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۳] سوره نحل، آیه ۱۱۴.
[۴] منیة المرید، صفحه ۳۸۱.
[۵] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۶] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۷] همان.
[۸] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰
[۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۱۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۱۱] سوره ابراهیم، آیه ۷.
[۱۲] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۱۳] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۱۴] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۱۵] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۱۶] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۱۷] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۱۸] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۱۹] سوره ابراهیم، آیه ۷
[۲۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۲۱] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۲۲] همان.
[۲۳] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۲۴] همان.
[۲۵] همان.
[۲۶] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۲۷] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۲۸] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۲۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۳۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۳۱] همان.
[۳۲] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۳۳] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۳۴] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۳۵] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۳۶] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵
[۳۷] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۳۸] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۳۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۴۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۴۱] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۴۲] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۴۳] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۴۴] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰
[۴۵] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۴۶] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۴۷] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۴۸] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۴۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۵۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۵۱] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۵۲] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰
[۵۳] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۵۴] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۵۵] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۵۶] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۵۷] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۵۸] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۵۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۶۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰
[۶۱] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۶۲] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۶۳] همان.
[۶۴] همان.
[۶۵] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۶۶] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۶۷] همان.
[۶۸] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۶۹] همان.
[۷۰] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۷۲] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در دیدار جمعی از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۷۳] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در پیام به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ورزشی، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۷۴] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۷۵] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵.
[۷۶] همان.
[۷۷] بیانات رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، ۲۶ آبان ۱۴۰۰.
[۷۸] همان.
[۷۹] بیانات رهبر انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، ۴ آبان ۱۴۰۵
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
واکنش امیرحسین زارع به کری‌خوانی آمریکایی‌ها
play_arrow
واکنش امیرحسین زارع به کری‌خوانی آمریکایی‌ها
آذرپیرا: با دعای آقای شهید پرچم ایران را بالا می‌بردیم
play_arrow
آذرپیرا: با دعای آقای شهید پرچم ایران را بالا می‌بردیم
یزدانی کوبنده به جدول برگشت
play_arrow
یزدانی کوبنده به جدول برگشت
واکنش پژمان درستکار به ناداوری در کشتی یک‌چهارم رحمان عموزاد: خدا لعنتشون کنه...
play_arrow
واکنش پژمان درستکار به ناداوری در کشتی یک‌چهارم رحمان عموزاد: خدا لعنتشون کنه...
آیزنکوت: نتانیاهو می‌داند، ایران سلاح هسته‌ای نداشت + فیلم
play_arrow
آیزنکوت: نتانیاهو می‌داند، ایران سلاح هسته‌ای نداشت + فیلم
روایت درگیری علیرضا جهانبخش و آندرانیک تیموریان در جام جهانی + فیلم
play_arrow
روایت درگیری علیرضا جهانبخش و آندرانیک تیموریان در جام جهانی + فیلم
کنایه گزارشگر صداوسیما به فوتبالیست‌ها با تمجید از کشتی‌گیران + فیلم
play_arrow
کنایه گزارشگر صداوسیما به فوتبالیست‌ها با تمجید از کشتی‌گیران + فیلم
دبیر شورای عالی امنیت ملی: آمریکا باید بابت حمله به ایران تنبیه شود + فیلم
play_arrow
دبیر شورای عالی امنیت ملی: آمریکا باید بابت حمله به ایران تنبیه شود + فیلم
خودروهای زرهی در مقابل کاخ الیزه مستقر شدند؛ تدابیر امنیتی در پاریس تشدید شد + فیلم
play_arrow
خودروهای زرهی در مقابل کاخ الیزه مستقر شدند؛ تدابیر امنیتی در پاریس تشدید شد + فیلم
محسن رضایی: هنوز تصمیم رسمی برای تغییر دکترین هسته‌ای گرفته نشده است + فیلم
play_arrow
محسن رضایی: هنوز تصمیم رسمی برای تغییر دکترین هسته‌ای گرفته نشده است + فیلم
روبیو: ترجیح می‌دهیم مسئله ایران را از راه مسالمت‌آمیز حل کنیم، اما توان اقدام نظامی را داریم + فیلم
play_arrow
روبیو: ترجیح می‌دهیم مسئله ایران را از راه مسالمت‌آمیز حل کنیم، اما توان اقدام نظامی را داریم + فیلم
محسن رضایی: نامه ونس را خوانده‌ام، اما هنوز پاسخی نداده‌ام + فیلم
play_arrow
محسن رضایی: نامه ونس را خوانده‌ام، اما هنوز پاسخی نداده‌ام + فیلم
ادعای رئیس جمهور آمریکا: ابتدا کار ایران را تمام می‌کنیم و سپس به سراغ کوبا می‌رویم + فیلم
play_arrow
ادعای رئیس جمهور آمریکا: ابتدا کار ایران را تمام می‌کنیم و سپس به سراغ کوبا می‌رویم + فیلم
ادای احترام امیرحسین زارع به پژمان درستکار با لقب «ناخدا» + فیلم
play_arrow
ادای احترام امیرحسین زارع به پژمان درستکار با لقب «ناخدا» + فیلم
ادعای تکراری ترامپ: به‌زودی درباره جنگ اوکراین به توافق خواهیم رسید!
play_arrow
ادعای تکراری ترامپ: به‌زودی درباره جنگ اوکراین به توافق خواهیم رسید!